۱۳۸۷ اردیبهشت ۷, شنبه
بیلی الیوت
با پسرم رفته بودیم نمایش موزیکال بیلی الیوت را ببینیم. نمایشنامه در باره قیام و اعتصاب کارگران ذغال سنگ در انگلستان است. در این میانه پسر کوچک یکی از رهبران اعتصاب در نهان عاشق باله است و به کلاس رقص می رود. نمایش بررسی سبب های اعتصاب و احترام به آزادی و انتقاد از دولت است. انتقادی سخت و کوبنده و گاه خشماگین. با بیش ازصد بازیگر که ده نفرشان کمتر از ده سال دارند. نور و موزیک عالی و صحنه هایی شگفت انگیز. بیش ار سه ساعت تمام، نزدیک چهار هزار تماشاگر در سالن بودند و نفس ها در سینه حبس شده بود. بازی پسر بچه فوق العاده بود. بازی هایی یک دست و روان. بدن هایی ورزیده و نرم چونان مار. راه رفتن هنرپیشگان بر صحنه مانند خرامیدن یک بالرین است. بخش هایی از نمایش گروتسک بود. طنزی سیاه به ناگهان چون توفانی در می رسد و جانت را به آتش می کشید. دمی بعد، پدر و پسری در صحنه چنان رابطه ای را به نمایش می گذاشتند که غرق تحسین و زیبایی می شدی. این نمایش چند سالی است بر صحنه است وبا این وجود مامجبور شدیم دو ماه پیش بلیت رزرو کنیم. نمایش از صحنه پردازی های هنرمندانه و باشکوهی برخوردار بود.صحنه های گردان و بالا رونده سبب می شد که گاه یک معدن ذغال به همراه گوشه ای از شهر و خانه ای را با هم می توانستی بر صحنه شاهد باشی. پسرم پس از نمایش میرود تا سی دی موزیک نمایش را بخرد. بازیگران در میان مردم آمده اند. می رود و از بازیگر نقش پسربچه می خواهد تا سی دی را امضا کند. چند دقیقه ای با هم حرف می زنند. با مهر دست همدیگر را می فشارند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر